همزاد چیست ؟

یکی از مباحثی که در علوم غریبه مطرح است موضوع همزاد میباشد .

همزاد چیست و ایا واقعا" وجود دارد ؟ ایا همزاد با جن ارتباط دارد یا ندارد ؟ ایا همزاد دروغ و افسانه است و یا بخشی از ان صحیح و بخشی نادرست است ؟ ایا خطر همزاد برای همه یکسان است یا فقط بعضی افراد گرفتار خطر همزاد خود میشوند؟

همزاد چیزی مستقل یا موجودی غیر از انسان نیست و در واقع باید گفت همزاد بخشی از وجود خود انسان بوده و جدای از او نیست ؛ همزاد در شرایط خاصی بوجود امده و خود را نشان میدهد و این زمان مربوط است به مواقعی که فردی دچار مشکل روحی و افسردگی شدیدی شده باشد .

افرادی که احساس تنهایی شدیدی دارند و بر اثر ان نیاز به همدم و هم صحبتی داشته و سنگ صبوری میخواهند همزاد این نیاز را برطرف میسازد ؛ بطور معمول افرادی که در آستانه جنون قرار دارند اغلب همزاد را می بینند و با او صحبت هم میکنند .

بیماری همزاد پنداری : فردی که دچار تنهایی و افسردگی و یاس میباشد در ابتدا در گوش خود صداهایی مانند نجوا یا ویز ویز را میشنود که این مربوط به فعالیت غیر ارادی اعصاب و رگ های مغز و افزایش الکتریسیته در ان است .

این مرحله روز بروز افزایش یافته و حال بیمار رو به وخامت میگذارد و هجوم افکار و نجواها بقدری در ذهن فرد زیاد میشود که بر شدت بیماری افزوده میشود و رفتارهای ناهنجاری از او سر میزند .

در این زمان اطرافیان از اطراف فرد پراکنده گشته و فرد ناچار به خلوت خود پناه برده و سکوت کرده و اغلب به نقطه ای خیره میشود .

در این مرحله فرد واقعا" مجنون شده و بعنوان فردی دیوانه شناخته میشود و در این مرحله بیمار چنان با خود گفتگو میکند که انگار واقعا" فردی مقابل او قرار دارد ؛ در این مرحله جن میتواند وارد بدن این شخص شود و بتدریج اقدام به تحریک احساس تنهایی نموده و توهم را در فرد شدت ببخشد .

در اغلب موارد فرد پس از طی دوران افسردگی و ورود به مرحله جنون همزاد خود را می بیند ؛ اما این نفس خود فرد است که فقط توسط خود بیمار دیده و موجب اعمال جنون امیز میشود ؛ در این مرحله جن هم بیمار را رها میکند و گفتگوی فرد بیمار با همزاد ادامه میابد تا انجاکه فردی ظاهر شده و با او گفتگو میکند و او همان همزاد است .

بیمار مدام خاطرات گذشته و تجربه های تلخ را در ذهن خود باز سازی نموده و انها را در ذهنش تکرار میکند ؛ بیماری همزاد را عارفان قدیم هم می شناخته اند و هرچند اطلاعات انها کلی بوده اما انان هم میدانستند که روح و نفس در وجود انسان نقشی حیاتی و مهم دارند .

هر نوع تغییر و تحول در زندگی سبب تغییر یا آزردگی روح میشود و روح در صورت عدم اصلاح به سرعت وارد نفس شده و به جسم میرسد و ان را فرسوده و بیمار میسازد ؛ نفس نیازمند محبت و عشق است و انسان هم نیازمند عشق است .

نکته : برخی افراد که بدنبال رشد معنوی و سیر و سلوک هستند سعی میکنند با پناه بردن به مواد اعتیاد اور و فرو رفتن به حالت خلسه این بعد خود یعنی همزاد را شناسایی نمایند .

این افراد چون راهنمای درستی نداشته اند به ورطه اعتیاد افتاده و خود را به نابودی میکشانند زیرا روح بیمار جسم را نیز قطعا" به بیماری دچار میسازد .

این روش ها روش هایی بیهوده برای کشف دنیای غیر مادی بوده و اغلب تصاویر و حالت هایی که در فرد و در حالت خماری ایجاد میشود تصنعی بوده و کاملا" بی ارزش است .

همزاد در ملل و افسانه ها : بحث همزاد از قدیم در میان ملل مختلف جهان مطرح بوده و در باب ان افسانه های گوناگونی بیان شده است .

قدما معتقد بودند که همراه با تولد هر انسانی موجودی کاملا" شبیه به او از جنس جن و پری خلق میشود و همگام با او رشد میکند و ممکن است گاهی با یکدیگر ملاقات هم داشته باشند .

افسانه های مربوط به همزاد در کشورهای جهان و کشور ما میگوید که در زمان تولد نوزاد جنی نیز با او متولد میشود که از هر لحاظ شبیه به اوست ؛ چه از لحاظ روحی و چه ویژگی های بدنی .

این تشابه بقدری زیاد است که اگر همزاد انسان دچار شادی یا غم شود در انسان هم تاثیر میگذارد و این حالت بصورت عکس هم ممکن است یعنی با شادی و غم انسان همزادش هم دچار همین حالت میشود و به این دلیل است که ما گاهی بی دلیل شاد و یا غمگین میشویم .

البته بحث همزاد اساسا" به شکلی که در افسانه ها امده زیاد درست نیست و باید گفت که همزاد نوعی تجزیه نفس یا به تعبیر امروزی فرافکنی روح توسط خود فرد است .

مشکلات همزاد پنداری : بر اساس مشاهدات عرفانی و تجربی زمانی که فرد افسرده و بشدت تنها در اولین بار همزاد خود را رویت میکند مبهوت و حیران میشود اما کمی بعد از این موضوع استقبال کرده و از دیدن خویش خوشحال میشود .

حال او تصور میکند که از تنهایی خارج شده وو میتواند سنگ صبوری برای خویش داشته باشد و با او درد دل کند و به خیال خود هم صحبتی داشته باشد .

با این اوصاف فرد به همزاد خود توجه بیشتری نموده و در این حال از خود غافل میشود و این خود فراموشی سبب میشود که او در انجام کارها ملاحظات را کنار گذاشته و بی توجه به دیگران اعمال ناهنجار و غیر عادی را به راحتی انجام دهد .

تداوم رفتارهای ناهنجار فرد را بتدریج به وضعی میکشاند که حتی اطرافیان نیز او را طرد مینمایند